غریبه مردی است بدون نام، بدون حافظه و کاملاً چیزی برای از دست دادن ندارد. اما وقتی خود را تحت تعقیب FBI و مافیا روسی میبیند، این فراموشکار تصمیم میگیرد که مقابله کند. تعقیب نمیتواند او را متوقف کند. شکنجه نمیتواند او را بشکند. و با هر ضرب و شتم، گلوله و خیانت، او یک تکه دیگر از وحشتی را به یاد میآورد که شغل، خانواده و هویت او را از او گرفته است.