خط داستانی
وقتی مادر کاریما سعیدی، آیشا، در پایان عمرش به آلزایمر مبتلا میشود، کاریما که فیلمساز است تصمیم میگیرد پرترهای فیلم از او در خانه سالمندانش در بروکسل بسازد. پیش از آن که فراموشی برای همیشه فرود آید. آیشا روزبهروز بیشتر دچار سردرگمی میشود و کاریما او را در سفری ذهنی به گذشتهاش میبرد. فیلمساز با استفاده از داستانهای آیشا و طیف گستردهای از آرشیو خانوادگی، تصویری از زندگی آیشا خلق میکند. سفر با جوانی او در مراکش آغاز میشود، سپس نشان داده میشود که چگونه همسرش او را از طنجه به بلژیک آورد، و چگونه پس از آن، او بچههایش را به عنوان یک مادر تنها بزرگ کرد.