شمس، راننده اسنپ در جده، مادر مجردی است با دو دلبستگی: تنها فرزندش مکی و دسرهای آفریقایی. شمس تلاش میکند مکی را متقاعد کند که راه سنتی ازدواج را در پیش گیرد و به دسرهایش علاقهای نشان دهد. در واقع، اشتیاق مکی زمانی آشکار میشود که او تصمیم میگیرد در یک مسابقه هیپهاپ شرکت کند، که در صورت پیروزی، سفر طولانیمدتی به فرانسه برایش به ارمغان میآورد و برای اولین بار در زندگیشان آن دو را از هم جدا میکند. شمس مجبور میشود تصمیم بگیرد کدام یک مهمتر است: از دست دادن پسرش یا پیدا کردن خودش.