آسِپ، هیلمان و دیدی پسند village در جاکارتا به دانشگاه میروند. رفتنشان با برکت روستا همراه است و روستا امیدوار است که روزی رفاه روستا را بهبود بخشند. در جاکارتا در خانهای بزرگ که تعلق به دایی دیدی دارد زندگی میکنند و در کنار خانهی بردهفروشیها اقامت میکنند. سلاما، لولیتا و ممِی با بردهفروشها زندگی میکنند و ممِی کاندی در وضعیت بارداری ناخواسته است؛ بنابراین سلاما و لولیتا قصد دارند مردی را برای او دام کنند. در این میان، لولیتا به دیدی نزدیک میشود و هیلمان با سلاما نزدیک میشود
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.