نمیتوان او را کشت
Nicht tot zu kriegen
سیمن مانکوس زنی در اوج زندگیاش است که در زندگیاش کم نگذاشته است. این دیوای سابق دنیای سرگرمی فرزند اواخر دهه 60 است، که با شوخطبعی، اشتیاق حسی به زندگی و همچنین اندوه یک نسل کامل که زمانهای وحشیتری را تجربه کردهاند، همراه است. حالا، درست زمانی که او در حال برنامهریزی برای بازگشت بزرگش است، توسط یک مزاحم تهدید میشود.