خط داستانی
در یک روز گرم تابستانی، پالما تصمیم میگیرد تا به آرزوی بزرگش برسد: یک عروسی سنتی در کلیسا با دوستپسرش زِه. او مادر فداکار و کارگر سختکوش در یک مزرعه پاپایا است و برای برگزاری این جشن پسانداز کرده است. رد درخواست کشیش برای ازدواج او و زِه، پالما را مجبور میکند تا با جامعه روستایی روبرو شود. او خشونت، خیانت، تعصب و بیعدالتی را تجربه میکند، اما هیچچیز ایمان و اراده این زن ترنس را متزلزل نمیکند.