خط داستانی
کریستینا، دختری زیبا و تازهکار که در استانش میوههای تازه میفروشد، فقط به یک زندگی ساده میاندیشد. پدرش رونالدوی صاحب یک مزرعه وسیع منگو است. هر آخر هفته پدر جاهطلبش از کریستینا میخواهد به نزدیکترین استراحتگاه ساحلی برود و میوههای تازه را بفروشد. او امید دارد روزی مرد ثروتمندی پیدا شود تا آنها را از مشکلات زندگی دور کند. وقتی در نهایت لوی و دوستانش به استراحتگاه ساحلی میآیند و با کریستینا آشنا میشوند، متأسفانه کریستینا به دیگری عشق میورزد... آیا کریستینا به عشق خواهد رسید؟ و آیا امیدهای پدر در زندگی به حقیقت میپیوندد؟