خط داستانی
روایتی ناگفته از رها شدن و رویاها. جی رویای خانوادهای را در سر میپروراند که در آن پرندگان وحشی برادران و خواهرانش هستند و او میتواند از آشوب شهری لندن بگریزد. او با پدرخواندههایش در خانهای پر از مهر زندگی میکند، اما گذشتهاش و احساسات خشمگینانهاش نسبت به مادر جوانی که او را رها کرده، فراموش نمیکند. در لحظات خشم و اندوه، به پیانو و موسیقی پناه میبرد که به رویاهایش اجازه رشد میدهند.