خط داستانی
جک کارول، یک کارمند جوان و بلندپرواز، در استخدام آقای ثروتمند و اشرافی، آقای فیلدینگ است. جک که به زیباییها و خوبیها توجه دارد، جرات میکند به مابل، دختر کارفرمایش، ابراز عشق کند و در حین این کار دستگیر میشود و بلافاصله از کار آقای فیلدینگ اخراج میشود. او به زودی موفق به پیدا کردن شغلی به عنوان همراه مسافرتی برای یک بیمار میشود و با او به یک مزرعه در کالیفرنیا میرود. یک سال بعد متوجه میشویم که آقای فیلدینگ با مشکلاتی در کسب و کار مواجه شده است؛ او و دخترش مجبور به ترک خانه لوکس خود و رفتن به مکانهای سادهتر میشوند.