خط داستانی
گربه کوچک و شجاع و سختکوش دوست خوبی برای همه است. کار سختی است که همه شبانهروز به مراقبت از خانه سالمندان بپردازند. یک روز، دو موش در روشنایی روز به یک خانواده نفوذ کردند و نه تنها غلات موجود در انبار را خراب کردند، بلکه اتاق را نیز به هم ریختند. در پایان روز، آنها تخممرغهای بزرگ را از مرغ دزدیدند. در حالی که تخممرغها را میکشیدند و به اطراف نگاه میکردند، صحنهی دزدی توسط گربه بزرگ که در حال بازی بسکتبال بود دیده شد و مرغ توانست تخممرغ خود را حفظ کند.