خط داستانی
پانزده سال پیش آندری از مدرسه سازمان امنیتی سری تحت رهبری پدرش فارغالتحصیل شد تا مأمورانی برای سرویس اطلاعات خارجی تربیت کند. وقتی این مدرسه آزمایشی بسته میشود، او در اروپا ساکن میشود و قطع ارتباط با روسیه میکند. روزی پدرش که تصور میشد مرده است به او زنگ میزند تا هشدار بدهد نیروهای امنیتی میخواهند آندری را بکشند، پس باید فرار کند. در مسیر فرار آندری همکلاسی سابقش مasha را پیدا میکند و با عشق و خیانت روبهرو میشود و واقعیت بازی مخوف جاسوسی را که به زور به او کشانده بودند، میآموزد.