کمیسر و خشم
Der Kommissar und die Wut
یک پرونده آدمربایی، یک بازی خطرناک موش و گربه را برای کارآگاه برلینی، مارتین برول، در دنیای مسابقات غیرقانونی خودرو آغاز میکند. تیم یاتسکوفسکی ۱۹ ساله به خانه بازنمیگردد. در ابتدا این موضوع جای نگرانی ندارد. اما سپس پدرش، هاینر یاتسکوفسکی، فروشنده خودروهای لوکس، یک درخواست باج دریافت میکند. مارتین برول و تیمش با مادری شوکهشده و پدری که معتقد است پلیس باید کار خود را انجام دهد و تیم را پیدا کند، روبرو میشوند. کارآگاه سعی میکند یاتسکوفسکی را متقاعد کند که باج را پرداخت کند. در میان مشتریان همیشگی یاتسکوفسکی، که برای آنها خودروهای اسپورت لوکس تیونشده تهیه میکند، افراد زیادی با ارتباطات به خاندانهای برلین وجود دارند. او تصمیم میگیرد که باج را پرداخت نکند.