Solstorm
فیلم طوفان خورشیدی
در حالی که در مهمانیای که رئیس و دوستش مانس ونگرن، وکیل مالی، برگزار کرده است، ربکا مارتینسون تماسی از خواهر شوهر سابقش، سانا استراندگارد، دریافت میکند که به او میگوید برادرش و کشیش، ویکتور، به قتل رسیده و با چاقو زده شده و دستهایش قطع شده است و او تحت تعقیب قرار خواهد گرفت. ربکا به زادگاهش کیرونا میرود و از سانا دفاع میکند، اما شواهدی که پلیس در خانهاش پیدا کرده، او را گناهکار نشان میدهد و او دستگیر میشود. در حین تحقیق درباره این جنایت، ربکا با گذشتهاش مواجه میشود و با ساکنان متعصب و مذهبی که کلیسای محلی را پرستش میکنند، روبرو میشود و بیشتر به بیگناهی سانا اطمینان پیدا میکند.