کارمند جوان کید، مدل آریانا و عکاس دانی با هم بهترین دوستانند. دوستی وقتی با شهوت و عشق آمیخته می شود به تعارضی می انجامد که دوستی را نابود می کند. به طور نامرعی دانی و کید و آریانا در حال پنهانی رابطه عاشقانه ای دارند. تظاهر زمانی آشکار می شود که سوزی، دختر سابق کید و معشوق بیگ ددی، برای جلب عشق و توجه باز می گردد. او سعی می کند کید و آریانا را از هم جدا کند تا سرانجام کید زیر فشار بابا بزرگ تسلیم می شود تا او را از چنگال بیگ ددی نجات دهد، هرچند اوضاع خوب نیست و بیگ ددی مخلوقان خود را برای شکار آنان می فرستد.