فیلمی درباره زندگی سه نفر. مریک در کوهستان با پدرش که مردی با ناتوانی است زندگی می کند. به جز پدر، مریک با هیچ کس دیگر ارتباط ندارد. آن دو با شکار حیوانات از همدیگرکمیاب می آزمایند. پدر مریک حیواناتی که شکار کرده اند را در نزدیک ترین روستا به کارهای لازم برای بقا می فروشند. مریک در مخفیگاه است زیرا جنگی در جریان است و او نمی خواهد به ارتش فراخوانده شود. مریک می خواهد از این سرنوشت گریزان باشد چون کسی نیست که از پدرش که خود به تنهایی زنده نمی ماند مراقبت کند. تنهایی این دو با رسیدن یک روز در کمین ناگشوده ای که در تله هایش منتظر ماندگار می شود، شکسته می شود