ایو یک تکنسین اورژانس است که به دوشیزه دایمِیَن که مردی خوش قلب و مهربان در بار محله می گذارد، عاشق می شود. هنگامی که آن دو به زوج تبدیل می شوند، او به همراه او در نگهداری بار کمک می کند و با مشتریان عادی دوست می شود، اما وقتی حادثه رانندگی جدی اتفاق می افتد اوضاع به طور غیرمنتظره ای تغییر می کند. در حالی که ایو از نظر جسمی آسیب ندیده اما از نظر عاطفی صدمه دیده است و لکنت شدیدی پیدا می کند. لکنت جدید او ارتباط با دامیان را دشوار می کند و او هدفی برای شوخی مشتریان می شود. ایو هر روز بیشتر منزوی می شود و دامیان با زن دیگری رابطه برقرار می کند تا اینکه ایو با گرفتار کردن او در خانه اش به بازسازی پایه های ارتباطشان از نخستین محرکات جنسی باز می گردد. در عین حال، مبارزه ای او برای صحبت با یکی از رویدادهای سالانه میخانه مقایسه می شود، یک مسابقه فریاد حیوانی.