در پاریس دوران بل ایپوک، ژو دو رویی جوانی خوشقیافه، جاهطلب اما بیپول، با دوستش فارستیر، سردبیر ارشد یک روزنامه مالی بزرگ، دوباره ملاقات میکند. فارستیر برایش شغلی در روزنامه پیدا میکند. با حمایت دوستش، ژو هرچه در توان دارد انجام میدهد تا به نردبان اجتماعی صعود کند. او بیشتر به جذابیت غیرقابل انکار خود تکیه میکند تا توجه زنان قدرتمندی که میتوانند او را به حلقههای ثروتمند معرفی کنند، جلب کند. ژو بهویژه از حمایت مادلین، همسر سردبیر روزنامه، سود میبرد. فتحهای بیشمار او در جامعه عالی به زودی به او لقب «بل آمی» میدهد.