دوپای جوان دهپا که بهعنوان خدمتکار در خانه یک خانواده ثروتمند کار میکند، مورد آزار در drunken پسر ثروتمند و دوستیاش قرار میگیرد اما فرار میکند. پسر برای بیاعتبار کردن او به پلیس گزارش میدهد، او دستگیر و به زندان میرود. پس از آزادی، او انسانی سرد و بیرحم میشود و به دزدی حرفهای رو میآورد. او برای گانگیستر شامبو دادا کار میکند و دزدی و جیببردن میکند. او دوباره توسط پلیس دستگیر میشود و این بار به مدت یک سال زندان میرود. قاضی سینا که او را محکوم کرده بود، میخواهد به او فرصت دیگری بدهد که با او و خانوادهاش زندگی کند. پس از چند سوءتفاهم و درگیری، اوضاع خوب میشود تا اینکه پسر قاضی سینا از خوابگاه بازمیگردد و دقیقا یکی از پسربچههایی است که به او آزار رسانده بود و زندگی او را برای همیشه تغییر داده بود.