زندگی فابیَن، قاضی جذاب و مشهور، به واسطه چند اتفاق عجیبی کوتاه میشود. از آن پس رشتهای از رویدادها دنبال میشود. زندگی به ظاهر شاد و موفق او تبدیل به مارپیچی از فریبها و مظاهر میشود. تمام کسانی که در سالهای آخر او را احاطه کردهاند، به شیوهای یا دیگر، در ویرانی او شریک میشوند. آنها قطعات کلیدی پازل هستند که احساسات، ضعفها، ناامیدیها و شخصیت واقعی را نشان میدهد؛ نه فقط از قاضی، بلکه از همه شخصیتهای اطرافش که در جستوجوی خوشبختی بودند اما با دروغها و فریبها روبهرو شدند. دروغهایی که با پیش رفتن داستان روشن میشوند.