در ششم دسامبر، میسو به عنوان تبلیغکننده سنتا برای یک فروشگاه به کار گرفته میشود. در همان روز زمستانی، لیزا از یتیمخانه فرار میکند زیرا مادرش به او قول داده بود وقتی هشت سالش شد با سنتا دوچرخهای بگیرد. لیزا ناگهانی به میسو نزدیک میشود و درخواست دوچرخه میکند، اما میسو که پیانیست باشگاه است هیچ قصدی برای خرید دوچرخه ندارد و لیزا با او میماند تا میلش را برآورده سازد
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.