خط داستانی
پس از کشته شدن بازپرس مهندرا ناتھ توسط عناصر جنایی؛ پسرش ویجای به عنوان نگهبان دستیار در زندان ثبت نام میکند تا مجرمان را اصلاح کند و از این طریق جرم را از کشورش ریشهکن سازد. او با سرعت با یکی از دوستان رانندهٔ کامیونش، شامبو، که اکنون به زندانی با پروندهای از رفت و آمد به زندان تبدیل شده است، روبهرو میشود. ویجای قسم میخورد که بفهمد چگونه آن مرد مهربان که او میشناخت به یک جنایتکار خشن تبدیل شده است.