سراج فرزندخوانده صاحب هتلی ثروتمند است که از رد مادر بیادا می شود و با راجا دوست می شود در حالی که راجا برادر کوچک اوست و عشق سراج به سپنا را وا می گذارد تا با راجا باشد پس از درگیری ها و تعقیب های مختلف او با مادر به دنیا باز می گردد و فاش می شود که مادرش توسط یک جنایتکار مورد تجاوز قرار گرفته است او در نهایت برای پدرخوانده اش انتقام می گیرد و در آغوش مادرش به خوشبختی می میرد