The Mandolin
فیلم ماندولین
دار آویختن در حیاط زندان در حال برپایی است. لحظهای قبل از اعدام، دختر سند عفو موقت جوان کمونیست را میآورد. رئیس زندان، سرهنگ، مجموعهای از ماندولینها دارد. او به جوان کمونیست پیشنهاد میکند که با هم مشتزنی کنند. جوان او را میزند. سرهنگ و جوان کمونیست شروع به نواختن ماندولینها میکنند. دختر اجازه ملاقات با جوان کمونیست را مییابد. پسر شروع به نواختن میکند. ملودی یادآوریهای خوشایندی را برای سرهنگ به ارمغان میآورد. او در جنگ داخلی اسپانیا جنگیده است، اما پس از شکست، از باورهایش برمیگردد. سرهنگ تلگرافی دریافت میکند که باید جوان کمونیست را به زندان دیگری منتقل کند. مرگ در آنجا او را انتظار میکشد. در خشم، سرهنگ ماندولینها را میشکند. او دستور میدهد جوان کمونیست را برای کار ببرند. جوان فرار میکند. سرهنگ خود او را میکشد.