خط داستانی
داستان ناامیدی در آستانه نوجوانی. داستانی به ظاهر ساده و در عین حال برای مارتینا، قهرمان داستان، نقطه عطفی است. مارتینا در آخرین سال تحصیل ابتدایی است و نخستین عشقش را تجربه می کند، برای مصاحبه های استعداد آماده می شود و با کلاس هایش برای مهمانی خداحافظی جمع می کنند. پول جمع شده برای مهمانی تا زمانی که کسی آن را می دزدد با اوست. اما بیش از از دست رفتن، مارتینا از این که کسانی که بیشترین اعتماد را داشت، حتی عشق بزرگش، می توانند او را به عنوان دزد مظنون بدانند، صدمه می بیند…