رویو به عنوان آبزن پنجره برای ساختمانهای بلند در توکیو کار میکند و روزهایش را آویزان در هوای گاندولا میگذراند. در یکی از این واحدهای آپارتمانی، کگارین ۱۱ ساله با مادر غافل خود زندگی میکند و با دو پرنده خانگی خود بازی میکند. روزی کگارین یکی از پرندهها را زخمی مییابد و رویو که در بیرون پنجره او را میشوید او را به کلینیک دامپزشکی میبرد و دوستی و سفر خودشناسی غیرمحتملی را رقم میزند