خط داستانی
در این روز، سووتلانا، یک کارگر نساجی، 30 ساله میشود. او منتظر ورود دوستان و بستگان است. اما مردی میآید که او انتظارش را نداشت. این اتفاق چند سال پیش افتاد. سووتلانا دانشجو بود و ولادیمیر فارغالتحصیل. آنها ازدواج کردند و یک پسر داشتند. اما به زودی سووتلانا متوجه شد که این ازدواج یک اشتباه جوانی بود.