خط داستانی
آه-جون یک زن متاهل در اواسط سیسالگی است و پسری پنج ساله دارد. او بیوگرافی افراد دیگر را بهطور ناخواسته مینویسد و در حال حاضر بیوگرافی «سلطان فروش بیمه» را میسازد. وقتی شوهر آه-جون برای یک سفر کاری از خانه میرود، او به جز اجازه دادن به مادرش برای اقامت در آپارتمانشان چارهای ندارد. آه-جون در برقراری ارتباط با مادرش که زن مزاحم و دائم دست به هنجار شکنی میزند دچار مشکل است؛ احتمالا نتیجه اینکه هرگز همسرش او را دوست نداشته است. مادر همچنین عادت دارد مایونز را در موهایش بریزد تا آن را درخشانتر کند.