خط داستانی
ماری-ژو یک زن میانسال است که زندگی عادی را در مارسی با شوهرش، دانیل و دخترش، ژولی میگذراند. دانیل یک کسبوکار کوچک ساختمانی را اداره میکند که ماری-ژو در آن کمک میکند. او همچنین در بیمارستان محلی کار میکند. از نظر ظاهری، ازدواج آنها عاشقانه به نظر میرسد. اما ماری-ژو بیش از دوازده ماه است که عاشق مرد دیگری است. مارکو به عنوان یک راهنمای بندر کار میکند و عمیقاً عاشق ماری-ژو است. با یادگیری اینکه عشق به دو مرد غیرممکن است، ماری-ژو مجبور به انتخاب میشود.