خط داستانی
لفتریس زندگی امنی را در شرکت آقای گانتتمیس می سازد او از رابطه اش با رنا خسته شده است و به فکر مرگ خود است تا برای امنیت پولی به جا بگذارد روزی به ماهی گیری می رود و به غرق شدن خود را هدایت می کند او زندگی را تغییر می دهد و کریستانا را می بیند کشف جسد آسفالت، پول امنیت رنا را می رباید و با سوتیریس که پیشنهاد دادن Lefteris جمع می کند