خط داستانی
مصطفی جوانی بیپروا و بیکار است. او عاشق دختر همسایهاش، آینور، است و میخواهد با او ازدواج کند. اما خانوادهاش او را تحت فشار قرار میدهند تا به بودجه خانوار کمک کند. همه چیز زمانی تغییر میکند که یک خانواده ثروتمند تصمیم میگیرد در محلهشان یک ساختمان آپارتمانی بسازد. دختر این خانواده، هیلا، عاشق مصطفی میشود. مصطفی که بین هیلا و آینور و خانوادهاش گیر کرده، روزهای سختی را پیش رو دارد.