Canavar Cafer
فیلم Canavar Cafer
این فیلم داستان ملیکه و جعفر را روایت میکند که به طور تصادفی زندگیهایشان به هم گره میخورد. ملیکه پدرش را از دست داده و جعفر مادرش را. این دو در قبرستان ملاقات میکنند. ملیکه در روزنامه پدرش کار میکند و جعفر در یک کارخانه ساخت گاوصندوق به عنوان قفلساز مشغول به کار است. دایی ملیکه، بکیری، قصد دارد تمام ارث پدرش را به نام خود منتقل کند. مراد که در روزنامه کار میکند، این وضعیت را متوجه میشود. اما برای به دست آوردن مدارک فروش، باید گاوصندوق بکیری را باز کند. ملیکه فکر میکند که جعفر ممکن است بتواند گاوصندوق را باز کند. جعفر که به خاطر صداقت و راستگوییاش به دردسر افتاده، با این کار نیز به مشکل خواهد خورد.