جمیل، که قبلاً ازدواج کرده بود، تصمیم به ازدواج با همسر دومش، حسنه، بدون اجازه لطیفه گرفت. لطیفه از این موضوع مطلع شد و به مراسم عروسی او رفت و آشوب بزرگی به پا کرد. جمیل فرار کرد و چند روز در یک هتل به دور از چشم ماند تا به اقدام بعدیاش فکر کند. درست زمانی که همه چیز آرام و روان بود، جمیل با روحانی ملاقات کرد و این عشق در نگاه اول بود. جمیل تصمیم به ازدواج... دوباره گرفت. آیا عشق پیروز خواهد شد؟