معمار و شاعر سلیم احمد سلیم در نیزامودین هند زندگی میکند با مادر بیوهٔ او به لُکنو میرود جایی که با شرکت شیرازی کار میکند به مادرش میآموزد خانه را ترک نکند و وقتی او قبول نمیکند خانه را میفروشد و تصمیم میگیرد به لاہور پاکستان نقل مکان کند سلیم سعی میکند آنان را متوقف کند اما همسرش حمید به او حمله میکند او بهبود مییابد اما به کار بهبود میرود تا با فصولی با فخرُانی در قِبلهٔ شهوت بازگردد مادرش او را وادار میکند با دختر همسایهٔ جدید یعنی ساهرا ازدواج کند که با اکراه این کار را میکند اکنون در ازدواج با زنی که عاشق او نیست گرفتار است و همچنان به خوشیٔ فخرانی مینگردد اما ساهرا با ظاهر آرامش خود دست از او برنمیدارد
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.