Bandh Darwaza
فیلم دروازه بندِ بند
ناکام از باردار شدن، لازجو خدمتکارش مَهو را به کار می گیرد و به دیو به نام نوولا مراجعه می کند که به او اطمینان می دهد فرزندی خواهد آورد اما اگر دختر شد باید سپردش به او؛ پس از چندی دختری به نام کامیا به دنیا می آید اما از سپردن آن امتناع می ورزد مهو او را مسموم کرده کامیا را می رباید و به نوولا می برد اما حاکم پرتاپ سنگین سرانجام مداخله می کند و او را به صندوقی در غار تبعید می کند و فرزندش را نجات می دهد بیست سال بعد کامیا مجبور می شود به نوولا نزدیک شود تا عشق کمار را به دست آورد و هر کاری برای او انجام می دهد تا برای همیشه او را داشته باشد