کیرا، دختر مغرور و ثروتمند، با همکلاسی سادهدل و متوسطحال خود، شکر، ملاقات میکند. پس از چندین درگیری و سوءتفاهم، هر دو به هم علاقهمند میشوند و تصمیم به ازدواج میگیرند. شکر با مادر سلطهجو و پدر خجالتی کیرا ملاقات میکند و به او گفته میشود که باید از آزمونی که مادر کیرا برای او در نظر گرفته، موفق بیرون بیاید، که او نیز با این موضوع موافقت میکند.