خط داستانی
در یک روستا در پلپونز، در دامنههای کوه چلماس، مالک ثروتمند گوسفند میتروس با همسرش آسمینا، پسرش تیمیوس و دختر خواندهاش آسترو زندگی میکند. کودکان عاشق یکدیگر هستند، اما میتروس آسترو را به استاموس، مالک ثروتمند دیگری از گوسفند، نامزد میکند. وقتی استاموس کشته میشود و آسترو عقلش را از دست میدهد، میتروس که شاهد پژمردگی پسرش است، به او میگوید که تمام ثروتش متعلق به آسترو است و او را به ازدواج با او تشویق میکند.