خط داستانی
وقتی دیزی جان پلیس مارکوس را نجات می دهد به طور فوری به بخش مواد مخدر پلیس ارتقاء می یابد. مارکوس به او علاقه مند می شود و این دو قرار می گذارند تا اینکه از او می خواهد با او ازدواج کند. درست زمانی که او با جانی نام TASOS Bekiris آشنا می شود و عاشق او می شود. وقتی او به وسیله زنی مرموز کشته می شود، تمام سرنخ ها به دیزی ختم می شود که سعی می کند بیگناهی خود را ثابت کند. همانطور که کشف می کند، این زن مسئول یک شبکه قاچاق مواد مخدر است و همچنین قصد دارد مقدار زیادی هرویین را در آتن وارد کند. دیزی او را می کشد و با مارکوس به محل ملاقات می رسد.