Common Sense
فیلم حس مشترک
دن باورز، که از یک ازدواج ناخوشایند ناامید و دلزده شده است، به دنبال تنهایی در جنگلهای ماین میگردد و تنها همدمش یک سگ لنگ است. یک روز او با وایولت منرز ملاقات میکند که به همراه مادر ناتوانش ماریون، در یک روستای نزدیک در حال بازدید است. ماریون از خاطرات گذشته رنج میبرد و یک روز وقتی وایولت دن را به ملاقات مادرش میبرد، متوجه میشود که او شوهرش است که سالها پیش او را ترک کرده است. این شوک باعث مرگ ماریون میشود، اما قبل از مرگش، رفتار گذشتهاش نسبت به دن را توجیه میکند.