مرد ثروتمندی به نام عباس، ارباب بولو، سالها مردم فقیر منطقهاش را استثمار کرد. مردم تحت رهبری جوان شجاعی به نام دلی یوسف علیه او قیام کردند. ارباب از یک آهنگر صادق که سالها برای او کار کرده بود و هرگز از عدالت و حقیقت منحرف نشده بود خواست تا برایش یک کالسکه بسازد. پیرمرد و پسرش برای ساخت کالسکه سخت کار کردند. اما وقتی ارباب ظالم متوجه میشود که کالسکه قرار است به عنوان سلاحی علیه مردم فقیر استفاده شود، اوضاع تغییر میکند. با وجود تمام مشکلات، یوسف در کنار مردم علیه ارباب میایستد و مبارزه را آغاز میکند.