Ordinary Children
فیلم کودکان عادی
هفت سال پیش ایگور پدر اولیا با زن دیگری به نام تاتیانا آشنا شد و او را رها کرد تاتیانا پسری به نام دیمه دارد که ایگور او را به فرزند می پذیرد روزی ایگور نمی تواند اولیا را ملاقات کند و به جای او دیمه را می فرستد کودکان با هم آشنا می شوند و پارادوکس وجود دارد اولیا از دیمه و مادرش متنفر است اما او دوستی با او پیدا می کند کودکان باید از مرز عشق و نفرت عبور کنند