هاربانس رای و رنجیت رای دو تاجر ثروتمند هستند که به شدت از فقر و فقرا متنفرند. سرنوشت به گونهای رقم میخورد که دختر هاربانس رای، مدهو، عاشق یک مکانیک فقیر به نام راجا میشود و پسر رنجیت رای، آجی، با یک دختر فقیر به نام کاجال رابطه برقرار میکند. وقتی هاربانس و رنجیت از این موضوع مطلع میشوند، تلاشهای مختلفی برای جدایی این عاشقان انجام میدهند.