I de gode gamle dage
فیلم در روزهای خوب قدیم
دو دوست، فی و بی، مانند بسیاری از دفعات قبل در جاده روستایی بدون مقصد و بدون غذا سرگردان هستند. گرسنگی آنها را آزار میدهد و با چشمان گشاد در کنار یک کامیون نانوایی توقف میکنند، که درب پشتی آن باز است و نمایی از سینیهای مجلل شیرینی و بارهای شهردار را به نمایش میگذارد. اما آنها با ناکامی ادامه میدهند و به یک قلعه قدیمی میروند، جایی که به دنبال اقامت برای شب هستند. در زیرزمین قلعه، آنها کتابی را باز میکنند و بلافاصله به وقایع هیجانانگیز و نبردهای مرگبار قرن پانزدهم بازمیگردند. و دوباره به زیرزمین قلعه برمیگردیم، جایی که فی با صدای بلندی کتاب قدیمی و گرد و غبار را میبندد و دو نفر دوباره به جاده روستایی میزنند.