در اواخر قرن نوزدهم در انگلستان، جود آرزو دارد که یک دانشگاهی شود، اما به دلیل پیشینه کارگریاش محدود شده است. او به عنوان سنگتراش کار میکند و در یک ازدواج بدون عشق با دختر یک کشاورز به نام آرابلا گرفتار است. اما وقتی همسرش او را ترک میکند، جود فرصتی برای بهبود خود میبیند. او به شهر میرود و با دخترعمویش، سو، که متأهل است، رابطهای آغاز میکند و در هر قدم به سمت تراژدی پیش میرود.