Desperate Remedies
فیلم راههای ناامیدی
در شهری به نام امید که در حاشیه امپراتوری بریتانیا واقع است، ناامیدیها در برابر یکدیگر به نبرد میپردازند: دوروتیا بروز باکره برای آزادی خواهر باردارش رز از دست Fraser، شکارچی ثروت. یک سیاست مدار محلی، ویلیام پوینر، برای به دست آوردن پول دست به دامان ازدواج با دوروتیا میزند تا از آن طریق پولی به دست آورد. دوروتیا برای رشوه دادن به Fraser با جواهر و ازدواج با رز، لورنس هیز، مردی خشن اما خوشقیافه را استخدام میکند تا با بدست آوردن جواهرات رز را به ازدواج با پویسِر وادار کند؛ هیز عمیقاً عاشق دوروتیا است و شاید بخواهد با رز ازدواج کند تا به نزد معشوقهاش باشد. اما دوروتیا معشومی به نام آن کوپر دارد که عاشقان را تشویق میکند تا با پویسر ازدواج کنند تا به این وسیله به عشقهای خود پنهان بدهند. آیا این سفارشات هر کدام از آنها در نهایت به خوشبختی منجر میشود؟