خط داستانی
نفاق و خیانت دو محور نمایشی در این تراژدی اثرگذار و احساسی درباره زندگی و مرگ پَکو، دهقان اسپانیایی که علیه سیستم اربابسالاری فئودالی برای رهایی کشاورزان مبارزه میکرد، است. زندگی پَکو از زبان کشیشی با فلاشبکهای بازگو میشود که در مراسم سالگرد با حضور سه صاحب زمین متمول و هیچکس دیگر حضور دارد. کشیش به یاد میآورد که پَکو از تولد تا خداپذیرفتهشدن او، ازدواجش و کارش برای دهقانان به سمت اصلاحات زمیندار رفته است. بقیه داستان بر وجدان کشیش سنگینی میکند در حالی که به سوی کلیسای خالی نگاه میکند.