خط داستانی
وقتی یک دالیت برای شهرداری در روستای کوچکش در شمال شرقی هند برنده می شود، آشوبی کشنده زوج فقیر را مجبور می کند تا به کالکاتا فرار کنند تا شاید کارگاهی پیدا کنند. آن ها در عوض به خوابیدن روی خیابان ها می افتند تا شانس کمی برای درآمدی پیدا کنند - مردی از آن ها می خواهد گله خوک هایش را از رودخانه ای با جریان تند عبور دهند. جریان خطرناک است و همسر باردار است و این کار آسانی نیست. بی باک و ناامید، زوج این کار را می پذیرند و وارد رودخانه می شوند تا سرنوشت خود را رقم بزنند