خط داستانی
از زندان بیرون آمدن به معنای رهایی نیست. پس از سرکوب خونین انقلاب پراگ در سال هزار و هثمانصد و چهاردهم، یکی از شرکت کنندگان نویسنده فرانتیسک وینیک، هشت سال در زندان می ماند. با بازگشت به پراگ در سال هزار و هفصد و هفت، سعی می کند با دوستان سابقش تماس بگیرد. يکی از آنها هم رفیق سابق کارزارش آنتوش است. البته پای گذرهای مرد هم او را به عشق سابقش ای دا که سالها با مشاور مایر ازدواج کرده است میکشاند. وینیک در هر قدم توسط پلیس مخفی تعقیب میشود تا نتواند کار مناسبی پیدا کند یا کتاب تازهاش را منتشر کند. دادستان پلیس به نویسنده توضیح میدهد که کارهای زیادی قابل تنظیم است اگر وینیک به همکاری با آنها متعهد شود