Kuningas jolla ei ollut sydäntä
فیلم پادشاه بی دل
داستان شاهی خوشحال است که دختری جوان و همسری محبوب دارد. پس از مرگ ناگهانی همسرش، شاه آنقدر غمگین میشود که میخواهد قلبش از سینه بیرون بیاید و پادشاهی تبدیل به جامعهای مبتنی بر منطق میشود و جای احساسات خالی میشود. وقتی پرنسس بزرگ میشود، سعی میکند پدر خود را به اهمیت بازی و احساسات آگاه سازد.