خط داستانی
راننده میخایِل با Sofia، کارگر مزرعه جمعی برجسته، که برای مسکو آمده است آشنا می شود. او به خرید اتومبیل کمک می کند و موافقت می کند آن را به مزرعه جمعی اش برساند. او بیوه است و او از شوهرش جدا شده است. به درخواست سوفیا، او توافق می کند به خانه بازگردد با او، دخترش و دامادش. میخایِل احساس عمیقی نسبت به سوفیا پیدا می کند، اما دخترش با این موضوع مخالف است