خط داستانی
یک باکرافه هنری پیر کهنگی و همسایهٔ جوانی که در کلوپ به شکل برهنه مانکن است، با هم روبهرو میشوند و در دنیای خیال و واقعیت وجود دارند. اگرچه این مسئله مسائل بسیار مورد بحث دربارهٔ طبیعت نمایشگری و ساختار روایت و خیالپردازی در فیلمها را برمیانگیزد، «فولیکس» ترجیح میدهد اینها را مسائل زیبا و مرتبط بداند و به جای آن بر تمرکز آدابمند به جزئیات تکیه میکند.